تبلیغات
:.این نیز بگذرد.: - در بیان شهادت حضرت علی اصغر (ع)
:.این نیز بگذرد.:
شنبه 4 مهر 1388

در بیان شهادت حضرت علی اصغر (ع)

شنبه 4 مهر 1388

نوع مطلب :عکسهای مذهبی، 
نویسنده :سعید تقی پور


در بیان شهادت حضرت علی اصغر (ع)

پس حضرت بر در خیمه آمد و به جناب زینب سلام الله علیه فرمود كودك صغیرم را به من سپارید تا او را وداع كنم، پس آن كودك معصوم را گرفت و صورت به نزد او برد تا او را ببوسد كه حرمله بن كامل اسدی لعین تیری انداخت و بر گلوی آن طفل رسید و او را شهید كرد. و باین مصیبت اشاره كرده شاعر در این شعر:

فَقَبَّلَ مِنْهُ قَبْلهُ السَّهْمُ مَنْحَراً

وَ مُنْعَطِفِ اَهْوی لِتَقْبیلِ طِفْلِهِ

پس آن كودك را به خواهر داد، زینب سلام الله علیه او را گرفت و حضرت امام حسین علیه السلام كفهای خود را زیر خون گرفت همینكه پر شد به جانب آسمان افكند و فرمود سهل است بر من هر مصیبتی كه بر من نازل شود زیرا كه خدا نگران است.

سبط ابن جوزی در تذكره از هشام بن محمد كلبی نقل كرده كه چون حضرت امام حسین علیه السلام دید كه لشكر در كشتن او اصرار دارند قرآن مجید را برداشت و آنرا از هم گشود و بر سر گذاشت و در میان لشكر ندا كرد:

بَیْنی وَ بَیْنَكُمْ كِتابُ الله وَجَدّدی مُحَمّّدٌ رَسُولُ اللهِ صَلّی الله عَلَیْه و الِهِ.

ای قوم برای چه خون مرا حلال می‌دانید آیا من پسر دختر پیغمبر شما نیستم؟ آیا به شما نرسید قول جدم در حق من و برادرم حسن علیه السلام.

هذانِ سَیّدِا شَبابِ اَهْلِ الْجَنَّهِ.

در این هنگام كه با آن قوم احتجاج می‌نمود ناگاه نظرش افتاد به طفلی از اولاد خود كه از شدت تشنگی می‌گریست حضرت آن كودك را بر دست گرفت و فرمود:

یا قَوْمُ اِنْ لَمْ تَرْحَمُونی فَارْحَمُوا هذا الطّفْلَ.

ای لشكر اگر بر من رحم نمی‌كنید پس بر این طفل رحم كنید، پس مردی از ایشان تیری به جانب آن طفل افكند و او را مذبوح نمود. امام حسین علیه السلام شروع كرد به گریستن و گفت ای خدا حكم كن بین ما و بین قومی كه خواندند ما را كه یاری كنند بر ما پس كشتند ما را، پس ندائی از هوا آمد كه بگذار او را یا حسین كه از برای او مرضع یعنی دایه‌ایست در بهشت.

در كتاب احتجاج مسطور است كه حضرت از اسب فرود آمد و با نیام شمشیر گودی در زمین كند و آن كودك را به خون خویش آلوده كرد پس او را دفن نمود.

طبری از حضرت ابوجعفر باقر علیه السلام روایت كرده كه تیری آمد رسید بر گلوی پسری از آن حضرت كه در كنار او بود پس آن حضرت مسح می‌كرد خون را بر او و می‌گفت: اَلَلّهَمَّ احْكُمْ بَیْنَنا وَ بَیْنَ قَوْم دَعَوْنا لِیَنْصُرُونا فَقَتَلُونا