تبلیغات
:.این نیز بگذرد.: - به یاد لب تشنه پدر آب نخورد !
:.این نیز بگذرد.:
یکشنبه 5 مهر 1388

به یاد لب تشنه پدر آب نخورد !

یکشنبه 5 مهر 1388

نوع مطلب :حضرت رقیه(س)، 
نویسنده :سعید تقی پور

به یاد لب تشنه پدر آب نخورد !

عصر عاشورا كه دشمنان برای غارت به خیمه‌ها ریختند،‌ در درون خیمه‌ها مجموعا 23 كودك از اهل بیت (ع) را یافتند.

به عمر سعد گزارش دادند كه این 23 كودك،‌ بر اثر شدت تشنگی در خطر مرگ هستند.

عمر سعد اجازه داد به آنها آب بدهند . وقتی كه نوبت به حضرت رقیه(ع) رسید آن حضرت ظرف آب را گرفت و دوان دوان به سوی  قتلگاه حركت كرد. یكی از سپاهان دشمن پرسید: كجا می‌روی؟ حضرت رقیه (ع) فرمود: ( بابایم تشنه بود . می‌خواهم او را پیدا كنم وبرایش آب ببرم .)

او گفت : آب را خودت بخور. پدرت را با لب تشنه شهید كردند !‌

حضرت رقیه(ع) در حالیكه گریه می‌كرد‌، فرمود: ( پس من هم آب نمی‌آشامم).

 

كودكی دامان پاكش شعله آتش گرفت
دامنش خاموش چون شد، گفت با مرد عرب
آب داد او را ولی گفتا نخواهم خورد آب

 

گفت با مردی بكن خاموش دامان را
كن تو سیراب از كرم این كام عطشان مرا
تشنه لب كشتند این مردم عزیزان مرا

نیز در كتاب مفاتیح الغبب ابن جوزی آمده است كه،‌ صالح بن عبدالله می‌گوید :موقعی كه خیمه‌ها را آتش زدند واهل بیت (ع) رو به فرار نهادند،‌دختری كوچك به نظرم آمد كه گوشه جامه‌اش آتش گرفته،‌سراسیمه می‌گریست و به اطراف می‌دوید واشك می‌ریخت . مرا به حالت او رحم آمد . به نزد او تاختم تا آتش جامه‌اش را فرو نشانم. همین كه صدای سم اسب مرا شنید اضطرابش بیشتر شد . گفتم : ای دختر،‌ قصد آزارت ندارم. بناچاربا ترس ایستاد. از اسب پیاده شدم وآتش جامه‌اش را خاموش نمودم و او را دلداری دادم . یكمرتبه فرمود : ای مرد،‌ لبهایم از شدت عطش كبود شده، یك جرعه آب به من بده . از شنیدن این كلام رقتی تمام به من دست داده ظرفی پر از آب به او دادم .آب را گرفت وآهی كشید و آهسته رو به راه نهاد. پرسیدم : عزم كجا داری؟ فرمود: خواهر كوچكتری دارم كه از من تشنه‌تر است . گفتم : مترس،‌زمان منع آب گذشت،‌ شما بنوشید . گفت: ای مرد،  سوالی دارم،‌ بابایم حسین (ع) تشنه بود‌، آیا آبش دادند یا نه ؟ گفتم : ای دختر  به والله،‌ تا دم آخر می‌فرمود : ( اسقونی شربع من الماء) . می فرمود: یك شربت آب به من بدهید: ولی كسی او را آبش نداد بلكه جوابش را هم ندادند.

وقتی كه آن دختر این سخن را از من شنید،‌آب  را نیاشامید،‌وبعضی از بزرگان می‌گویند اسم او حضرت رقیه خاتون (ع) بوده است